سفارش تبلیغ
صبا ویژن

غروب کارون


ادبیات (شوکت سازند)
.: شهر عشق :.
گروه اینترنتی جرقه داتکو
بهار عشق
در جستجوی تو *** مجتبی نجف زاده***
*مریم حقیقت*
آیه های مذاب*فاطمه مرادی*
آرین شعر
دوزخیان زمین
یادداشتهای روزانه رضا سروری
انجمن ادبی دانشگاه زابل
یاسوج عــــشقـــــولـــــک
جیگر نامه
دهاتی
دکتر علی حاجی ستوده
تنهایی من
آیان ... * جواد*
بانوی آفتاب
من هیچم
وبلاگ شخصی محمد جواد ایزدپناه
دوباره نو(mona)
توکای شهر خاموش
گوشه دل
به خود آییم و بخواهیم،‏که انسان باشیم...
بهزاد بهادری
بهزاد بهادری****
دردواره*آذر قلی نژاد*
سید محمد رضا هاشمی زاده
پیله تنگ پروانگی**علیرضا نعمت پور**
انجمن شعر کاشان
فرهنگسرای نصرالله مردانی(ستیغ سخن)
عماد شوشتری *** آخرین چریک
زمزمه های دل ** آل مجتبی**
سراب در دویدن آهو ** مارال عابدی**
زوزه*مصطفی اسدی*
ترشحات ذهنی حق گو
ساقی نامه ** انجمن ادبی**
سحوری **غزل امروز**
جامی از احساس
روح خزنده*فروغ*
مجله شعر آستان***
هیشکی *** فردین
*سمانه نائینی*
پیاده رو * هوشنگ حبیبی*
پ.الف.صبا
رزا جمالی

(1)

همیشه می گفت اگه یه روز محلم نذاری میمیرم..... از روزی که مُرد دیگه به هیچکس محل نذاشتم.

(2)

هنوز خشک و بی حرکت همونجا افتاده بود... با چشمای نیمه باز و زبونی که از یک طرف دهنش آویزون بود. لخته خون بزرگی جلوی گلوش تا کف سالن امتداد داشت. توی ذهنم صدای آخرین خِر خِرش رو مرور می کردم.

(3)

اومد مثل همیشه نشست رو به روم. دستش رو گذاشت زیر چونه اش و زل توی چشمام . منم همینجوری زل زده بودم بهش.... چند دقیقه طول کشید تا کارگرها آینه رو از جلوم برداشتن... 

 


ارسال شده در توسط نوری نوروزی