سلام
دوستان عزيز و همراهان گرامي ... از حضور هميشگي و ارزشمندتان سپاسگذارم... و از دير بروز شدن خويش شرمسار ...
استخاره مي کنم
يک سرودِ سوت و کور
يک مسلسلِ صبور
من شماره مي کنم
در شبي که کور کور -
استخاره مي کنم
گيج مي زند خدا
مي خورم بسر ، زمين
مي شود خدا جدا...
چهره هاي يخ زده
دختري که مُخ زده -
مي شود دمِ قطار
يک نماي تارِ تار.
گيج مي زند خدا
تاب مي خورد زمين
بچه مي رود هوا
پاره مي شود زمين
انفجار مين و مين
چهرهاي شرمگين
دختري دوباره شد
بي نيازِ آستين!!
يک سرود سوت و کور
يک مسلسل صبور !
من شماره مي کنم
در شبي به اسم نور
گيج مي زند هوا
تاب مي خورد زمين
مي رود فضا خدا
مي خورد زمان زمين!!
خسته از خصومت و دلزده ز بردگي
بندگي گزيده ايم ما به آنچه خواستيم....
انفجار مين و اين-
يک سکوت سهمگين
موشکي نشانه زد
عمق جان پناه و اين -
قصه اي دوباره شد
تاب مي خورد زمين
تاب مي خورد زمين....
غروب کارون
...صدايم در درونم همچو موج بيد مي ميرد/ و «من» انسان تبعيدي/ درون چارچوب بسته پندار مي ميرد!/ صدايم در تمام دشت پيچيده ست/ و او سرشار از «خالي»/ تمام ساکنانش مست فيلسوفان پوشالي...
افشا گري بوالفضول [75]
جستاري در شعر کوتاه [181]
گروه ادب باران [139]
آيا مدرنيته تقدير محتوم ماست؟ [86]
انجمن شاعران ايران [84]
[آرشيو(6)]
بهزاد بهادري
دردواره*آذر قلي نژاد*
باغ آينه*عارف رمضاني*
انجمن ادبي دانشگاه زابل
فرياد سکوت
سراب در دويدن آهو ** مارال عابدي**
توکاي شهر خاموش
آرين شعر
گوشه دل
بهنام دهقاني
زوزه*مصطفي اسدي*
آيه هاي مذاب*فاطمه مرادي*
ساقي نامه ** انجمن ادبي**
وبلاگ شخصي محمد جواد ايزدپناه
*مريم حقيقت*
دوباره نو(mona)
کرخت*مجيد خادم*
جامي از احساس
**مانيها**
ادبيات *جمال ناصر ملازهي*
روح خزنده*فروغ*
*ساز شکسته*
*سمانه نائيني*
داستان کوتاه *ليلا عابدي*
دختر مشرق
نام: | |
ايميل: | |






























